تبليغاتX
متولد سوم جولای

متولد سوم جولای

. تور بیندازیم و بگیریم طراوت را از آب

FANOOSBAN

E-MAIL

HOMEPAGE

سلامی به گرمی خورشید ( از این حرفا )

یادمه می خواستم یه وبلاگ دیگه رو نقد کنم ( استاد محسن چاوشی ) که هر کاری کردم اون قسمت حرف خودم نیومد

بعد یه کم فکر کردم ، بازهم بی نتیجه بود . بعد می خواستم از یه جایی کپی کنم پیدا نکردم

بعد فکر کردم به اینکه چرا نمی تونم بنویسم ، به دلیلی رسیدم که خب ، به علت محرمانه بودن ( خجالتی بودن ) نمی تونم بنویسم .

سعی می کنم خودم رو برگردونم به حالت قبلی ( گرچه درد سر داره ولی برای نوشتن مجبورم )

نکته برای اصفهانی های عزیز : می دونم این مدتی که نبودم دلتون برای من خیلی تنگ شده  

مهم نیست من دیگه برگشتم غصه نخورید . حتمآ توی وبلاگتون پر از قلط املاییه ! اصفهانی هستید دیگه حدس میزنم توی این مدتی که نبودم اون بیت معروف رو یادتون رفته پس خلاصه بگم که شیراز ما از اصفهان به

حرف خودم : ابرهای زمستان به زودی می روند و بهار می آید ، تصمیم با توست بمانی و منتظر بهار شوی یا با همان ابر های زمستانی از من دور شوی !

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 21:6 توسط حمیدرضا دانش |


امروز چند شنبه است ؟

امروز سه شنبه است

باز مثل دیروز ، باز مثل امروز

کلاسا تاریک ، بخاریا خاموش

بچه زرنگا ردیف جلو

بچه تنبلا ردیف عقب

میزای عقب سر به سر سیاه ، از یادگاری

این یادگاری یا مال هادی یا مال محمود

ساعت اول زنگ مشق خط :

محسن تنبل بدو پا تخته -

مشق خطت کو ؟ -

آقا ، ما دیشب عروسی بودیم

عروسی سارا ، دختر کریم

گمشو بتمرگ .

آی بیا مبصر ، یه صفر گنده ساعت اول ، محسن بگذار

ساعت دوم ، تاریخ جغرافی

جمعیت هند ، جمیت چین

رویهم میشد ، مال هند و چین

محسن تنبل بدو پا تخته -

امریکا کجاست ؟ -

آغا محمد خان چند تا چه داشت ؟ -

محسن در دلش : آغای با "غ" آقای با "ق"!؟!؟!

بچه زرنگا : آقا ما بگیم ؟

گمشو بتمرگ .

آی بیا مبصر ، یه صفر گنده ، ساعت دوم ، محسن بگذار

ساعت سوم ، تاریخ جغرافی

 - محسن تنبل بدو پا تخته

طول حیات داریوش کبیر ؟  -

سال وفات داریوش صغیر ؟ -

محسن در دلش : حیات با "ت" حیاط با "ط" !!؟؟

بچه زرنگا : آقا ما بگیم ؟

گمشو بتمرگ .

آی بیا مبصر ، ساعت سوم ، یه صفر گنده ، محسن بگذار

ساعت چهارم ، ساعت پنجم

محسن تمرگید

یه قطره ی اشک

از گوشه چشمش رو بنده چکید.

گرفتاری نمیذاره به روز کنم و وبلاگ بعدی وبلاگ آقای کیوان هست که بدونه من توی وبلاگم چه کار می کنم

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 20:40 توسط حمیدرضا دانش |


نام وبلاگ : دور جوانی

نویسندگان : سیده نجمه دیهیمی – زهره بهتاج

شاه جمله : یه دست صدا نداره !!

داشتم می رفتم سراغ وبلاگ دیگران که یادم اومد وبلاگ دو تا از دوستام رو هنوز معرفی نکردم یکی این وبلاگ و یکی هم وبلاگ "شنیده می شوید" .

هدف وبلاگ دور جوانی ظاهرآ جمع آوری کامنت برای برنامه ی رادیویی دور جوانیه ؛ در نتیجه در هر پست سوال ( یا سوالاتی ) مطرح میشه که به غیر از گرفتن نظر از بازدیدکنندگان اندکی ( شاید هم خیلی بیشتر ) ذهن خوانندگان رو به فکر وا می داره .

یه نکته ی خیلی خوب که تقریبآ در همه ی پست ها رعایت شده گذاشتن یه عکس مرتبط با موضوع همون پسته . در (پست های قبل کاریکاتور های خیلی قشنگی گذاشته میشد که احتمالآ قضیه ی کفگیر و دیگ و ایناست )

هر چی گشتم دنبال قلط املایی پیدا نکردم ! احتمالآ به خاطر علاقه ی نویسنده به ادبیات و ایناست .

در قسمت معرفی وبلاگ ، هدف وبلاگ و چیزای مربوط رو به طور کامل نوشتن و قالب وبلاگ هم در عین سادگی خیلی خوبه مخصوصآ در قسمت عنوان بندی که رنگ های استفاده شده و ترکیب بندی برای نوشتن موج رادیو مناسبه ( لطفآ دقت کنید ببینید با نظر من موافقید یا نه ؟ )

من هر چی وبلاگ رو بالا و پایین کردم چیزی برای گیر دادن پیدا نکردم به غیر از اینکه در تایپ کردن فاصله ی میان واژه ای رعایت نشده

آدرس :  http://www.dourejavani.blogfa.com

حرف خودم : پاییز ، باران و تو . و من در یک حس عجیب !

نکته : خیلی وقته برای دوستان عزیز اصفهانی مطلبی نذاشتم ، آه ، عذاب وجدان ، مرا راحت نمی گذارد .

نکته ی 2 : شیراز ما از اصفهان به

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 6:40 توسط حمیدرضا دانش |


نام وبلاگ : ما چند نفر

نویسنده : تا اطلاع ثانوی حمیدرضا دانش

این مدتی که کم پیدا شده بودم برای این بود که ماه رمضان بود و اینا ... ( حوصله ی وبلاگ نویشتن نداشتم )

قضیه ی خوردن کفگیر و برخورد اون به ته دیگ نبود  ! وگر نه چیزی که زیاده وبلاگ در پیت و با کلاس و با محتوا برای نقد و معرفی کردنه .  

من توی پست قبلی یه گمونم نوشتم ولی بعد که نشستم فکر کردم دیدم دلم تنگ شده که دوستان گزینه ی اشتباهی رو علامت زدند . حالا اگه یه پی اس مناسب پیدا شد و ...

 

سری جدید نقد وبلاگ ها ان شاالله از پست بعدی شروع میشه .

این وبلاگ ما چند نفر وبلاگی هست که مربوط به دانشگاه خودمه قالبش دقیقآ شبیه همین قالب جدید هست . هنوز هدف خاصی رو براش در نظر نگرفتم ( اینکه کارای خودم رو بذارم یا کارای بهتر دوستان دانشگاه رو ؟!!

آدرسش رو فعلآ نمیگم که آبرو ریزی نشه !

نکته : شیراز ما از اصفهان و تهران و غیره و ذالک به .

حرف خودم : سراغ از من نمیگیری ، آیا در خویش گم شده ای ؟

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 23:34 توسط حمیدرضا دانش |


نام وبلاگ : متولد سوم جولای

نویسنده : حمیدرضا دانش

شاه جمله : پای ناودان طلا مرا یاد کن ٬ حتمآ ها یادت نرود !!

عجب وبلاگ باحالیه ! ( حکایت اون بچه سوسکه که روی دیوار راه می رفت و مامانش گفت: " قربون دست و پای بلوریت برم ")

برای نقد کردن وبلاگ به کمک شما احتیاج دارم . از اون بالا شروع کنید تا پایین . هرکی هرچی تونست پیدا کنه ٬ الهی یک نظر در دنیا و صد نظر در آخرت به تعداد نظرات وبلاگش زیاد بشه .

یه مشت حرف توی دلم گیر کرده که باید به چند نفر بزنم . معلوم نیست روزه بردتم !؟ ٬ عاشق شدم !؟ ٬دلم تنگ شده !؟ ٬ استرس پیدا کردن کار دارم !؟٬ شایدم به قول دوستام از اینکه بچه های دانشگاه رو دو گروه کردن حالم گرفته شده و انگیزم رو از دست دادم .

احتیاج دارم که یک تازه سازی روی خودم انجام بدم.

برم سراغ حرف خودم :

حرف خودم : دیدمت ٬ اما دیگر ٬ هیچ وقت مرا در انتظار خویش مگذار !!

گمونم ...

 

+ نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386ساعت 5:21 توسط حمیدرضا دانش |


نام وبلاگ : رویای صدا

نویسنده : سعید پور محمودی

شاه جمله : آنچه می خواهم نمی بینم و آنچه می بینم نمی خواهم

اول اینو بگم که بد ترین برنامه ای که من از آقای پور محمودی شنیدم " روی خط قرمز کنکور " بوده !!

خب حالا ادامه : ابتکار جالب وبلاگ اینه که پست ها عنوان بندی ندارن (  احتمالآ برای این بوده که احتیاجی به عنوان بندی نداشته )

از بالا که بیایم شروع کنیم با قلط املایی روبرو میشیم (خدای من) دست نوشته رو باید جدا نوشت !!!

ولی عنوان بندی وبلاگ خوبه مخصوصآ که عکس یه رادیوی قدیمی هم هست

لوگوی وبلاگ هم خوبه ولی فکر کنم هرکی ببینه یاده "نهضت سواد آموزی" میفته .

نمی دونم راجع به عکس آقای پور محمودی چی بگم . کوتاه تریم مطلبی که توی وبلاگ دیدم ( که یک شاه جمله هست ( " زنده ام با خاطراتم ...")

آدرس : http://www.royayeseda.persianblog.ir

حرف خودم : صدای تو را به خاطر می سپارم ... ( بقیش نیومد )

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 5:41 توسط حمیدرضا دانش |


نام وبلاگ : یادداشت های یک خبر نگار ( یادداشت های کم و بیش روزانه)

نویسنده : کامران نجف زاده

شاه جمله : زندگي حکايت مرد يخ فروشيست که به او گفتند:"فروختي؟!" ...گفت: "نخريدند ولي تمام شد...!!"

اولین چیزی که به نظر من توی این وبلاگ جالب اومد همین جمله بود . ( توی وبلاگ پر از شاه جمله هست )

آقا کامران رو که حتمآ می شناسید ، همون جور که گزارش های جالبی داره نوشته هاش هم همینجوره ، من خیلی دوست دارم . واقعآ خوندن داره

اونقدر فضای وبلاگ ساده هست که چیزی برای نقد کردن نذاشته لوگو نداره ولی یه عکس از نویسنده هست که جای عنوان بندی و لوگو و اگه بادقت نگاه کنی جای آهنگ وبلاگ رو هم پر کرده !

معرفی این وبلاگ بیشتر از نقد کردنش ثواب داره ، پس اگه می خواید لذت ببرید ازش دیدن کنید

راستی من نتونستم قلط املایی پیدا کنم !!

آدرس :    http://www.najafzadeh.ir   

حرف خودم : فقط هنگامی از من دور می شوی که تو رابیازارم ،  اما تو ،  بخشنده ای . مگه نه !

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 6:29 توسط حمیدرضا دانش |


سلام

من برگشتم . جای همتون خالی . خیلی جای با صفاییه اصلآ هم قابل توصیف نیست .

اصلا فضای اونجا با اینجا قابل مقایسه نیست . حاجی موندن اینجا خیلی سخته !

تو رو خدا ازم نپرسید که منو دعا کردی ؟ چون حالا که برگشتم میبینم چند نفر رو فراموش کردم ولی دسته جمعی یاد همه بودم

حرف خودم : تنهای من پر از مهمان است و تو در قسمت مهمانان ویژه !

در اولین فرصت به همتون سر میزنم

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 22:57 توسط حمیدرضا دانش |


 

می گویم : "خدا بخواهد دارم می روم عمره"

می گوید : " پای ناودان طلا مرا یاد کن . حتمآ ها ! یادت نرود ".

گوشی را که می گذارم به همه ی تلفن هایی که از صبح تا حالا کرده ام فکر می کنم , هر کسی ,  یک جایی را گفته که آنجا یادش بیفتم . پای کوه صفا ,  مروه ,  عرفات ...

نصف این آدرس ها را احتمالآ فراموش می کنم ولی این برایم جالب است که هر کدام این آدم ها ,  احتمالآ همین جایی که سفارشش را به من کرده اند سیمشان وصل شده و خدا در آن نقطه عنایتش را بر سرشان باریده و از کل حج ,  این نقطه ی پر رنگ برایشان به جای مانده است .

ناگهان ,  همان جا پای تلفن به لرزه می افتم : من اسم کجا را با گریه خواهم برد ,  سال آینده وقتی دوستی زنگ می زند تا بگوید خداحافظ ؟ آیا لحظه ای جایی خواهد بود ؟

آیا نقطه ی بارشی ,  برای من هم هست ؟

 

سلام خدا , من اومدم

 

 

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 13:20 توسط حمیدرضا دانش |


نام وبلاگ : نخستین وبلاگ اختصاصی "همایون شجریان"

نویسنده : سهند سلطان دوست

شاه جمله : استاد محمدرضا شجریان : همایون تنها کسی بود که من تکنیک آواز را روی صدایش پیاده کردم

وبلاگ خیلی کامل و خوبه . از عنوان بندی که احتیاجی به نقد نداره

لوگوی وبلاگ هم همینطور ، قسمت معرفی وبلاگ هم کامله .

آهنگی که روی وبلاگ هم هست کاملآ به محیط وبلاگ مربوط هست

قسمت پیوند ها هم یه مجموعه ی کامل و کاملآ مربوط به وبلاگه ! که با نوشتن یه جمله ی باحال "لینک به سایت ها و وبلاگ ها به منزله ی تایید مطالب آنها نیست " خودش رو راحت کرده . منم یه همچین چیزی باید بنویسم مخصوصآ جلوی وبلاگ دوستای اصفهانیم ( شوخی )

محتوای وبلاگ هم خیلی خوبه مخصوصآ برای اونایی که به شعر آهنگ ها خیلی توجه می کنند ( که به نظر من همه باید این کارو بکنند )

به تنها چیزی که میشه گیر داد عکس همایون شجریان هست که در تمامی موارد به صورت نیم رخ توی وبلاگ گذاشته شده و فقط در قسمت لوگو حالت تمام رخ داره .

وبلاگ خوبیه به شدت سفارش میشه که ببینید

آدرس :  http://homayounshajarian.blogfa.com

حرف خودم : ستاره ، تو تنها کسی نیستی که خاموش می شوی ، منتظرم بمان . من هم روزی خواهم آمد .  میان لبخند های شیرینت همیشه گلستان است

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 10:56 توسط حمیدرضا دانش |